ترجمه "fatty" به فارسی
چرب, چاق, پرچربی بهترین ترجمه های "fatty" به فارسی هستند.
fatty
adjective
noun
دستور زبان
Containing, composed of, or consisting of fat. [..]
-
چرب
adjective nounlike fat, greasy [..]
-
چاق
adjectiveWhen the virus struck, for obvious reasons the first ones to go were the fatties.
وقتي که ويروس پخش شد ، به دلايل واضحي ، اولين کساني که مُردند آدماي چاق بودند.
-
پرچربی
-
ترجمه های کمتر
- گامبو
- فربه
- لیز
- (عامیانه) خیکی
- روغن سان
- ساخته شده از یا دارای چربی
- چربی دار
- چربی سان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fatty"
عباراتی شبیه به "fatty" با ترجمه به فارسی
-
اسیدهای چرب آزاد
-
اسيدهاي چرب پليانوييك · اسیدهای چرب چند غیر اشباع
-
اسیدهای چرب ضروری
-
اسيدهاي چرب پليانوييك · اسیدهای چرب چند غیر اشباع
-
کبدچرب
-
بافت چربی · چربي انبارگاه · چربي بدن · چربي زرد · چربي قهوهاي · چربی حیوانی
-
خاصیت چربی
-
دنبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن