ترجمه "fatty" به فارسی

چرب, چاق, پرچربی بهترین ترجمه های "fatty" به فارسی هستند.

fatty adjective noun دستور زبان

Containing, composed of, or consisting of fat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرب

    adjective noun

    like fat, greasy [..]

  • چاق

    adjective

    When the virus struck, for obvious reasons the first ones to go were the fatties.

    وقتي که ويروس پخش شد ، به دلايل واضحي ، اولين کساني که مُردند آدماي چاق بودند.

  • پرچربی

  • ترجمه های کمتر

    • گامبو
    • فربه
    • لیز
    • (عامیانه) خیکی
    • روغن سان
    • ساخته شده از یا دارای چربی
    • چربی دار
    • چربی سان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fatty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fatty"

عباراتی شبیه به "fatty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fatty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه