ترجمه "fearfulness" به فارسی
ترس, ترسناکی, خوف بهترین ترجمه های "fearfulness" به فارسی هستند.
fearfulness
noun
دستور زبان
The quality of being fearful [..]
-
ترس
nounI didn't call on you for fear of disturbing you.
من از ترس ایجاد مزاحمت باهات تماس نگرفتم
-
ترسناکی
The room slips into a hot, fearful blackness no candles to shed any light.
اتاق در سیاهی داغ و ترسناکی فرو میرود هیچ شمعی نیست که کمی روشنایی دهد.
-
خوف
nounWe do not fear death as do those who have no hope.
ما مانند کسانی نیستیم که به دلیل نداشتن امیدی به آینده از مرگ خوف و هراس دارند.
-
ترس ناگهانی
nounA sudden unreasoning fear of discovery laid hold of Frodo, and he thought of his Ring.
نوعی ترس ناگهانی بی اساس از این که پیدایش کنند، فرودو را تسخیر کرده بود، و او به فکر حلقهاش افتاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fearfulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fearfulness" با ترجمه به فارسی
-
روحهراسی
-
(برای بیان تاسف و اذعان بکار می رود) · (قدیمی) ترساندن · bim · آواگری · احترام · احترام گذاردن · احتمال · اضطراب · امکان · بازتابهاي شرطيشده · باک · بیم · بیم داشتن · ترس · ترس ناگهانی · ترس همراه با احترام · ترسیدن · تشویش · تکریم · جای ترس · حرمت · حرمت کردن · خوف · خوف داشتن · دلواپسی · دماغه ی ترس (دماغه ای در ساحل جنوب شرقی ایالت کارولینای شمالی) · دهشت · رعب · رفتار · رفتارشناسي · ستایش · سهستن · شک و تردید داشتن · شکوخیدن · شکوه · عادتها · فرضيه رفتار · نگران بودن · نگرانی · هاسیدن · هراس · هراس داشتن · هراس کردن · هیبت · واهمه داشتن · وحشت · وحشت زده کردن · پروا
-
(عامیانه) بسیار · افتضاح · بزدل · بسیار بد · ترس آور · ترسان · ترساننده · ترسناک · ترسیده · خوف انگیز · خوفناک · دهشتناک · ناگوار · نگران · هراس انگیز · هراسان · هراسناک · هراسیده · وحشت انگیز · وحشت زده · وحشتناک
-
ترس از بلندى
-
نه متاسفانه
-
خدا ترس · زاهد · مومن · پارسا · پاکدامن
-
توسل به ترس
-
ترسیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن