ترجمه "feasibility" به فارسی
امکان, امکان سنجی بررسی امکان، بررسی عملی بودن، بررسی, عملی بودن بهترین ترجمه های "feasibility" به فارسی هستند.
feasibility
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being feasible or possible [..]
-
امکان
nounAs soon as it is feasible, we will arrange to fly you back to Europe.
به محض اینکه امکان پیدا شود، ترتیبی خواهیم داد تا با هواپیما به اروپا برگردید.
-
امکان سنجی بررسی امکان، بررسی عملی بودن، بررسی
-
عملی بودن
My dear girl, there is that in Antonia which would make me believe in the feasibility of anything.
دختر عزیزم در وجود آنتون یا چیزی هست که باعث میشود عملی بودن هر هدف و کاری را باور کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feasibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Feasibility
-
امکان سنجی
So, this is some of the early feasibility experiments.
خب، این برخی از آزمایشات اولیهی امکان سنجی است.
عباراتی شبیه به "feasibility" با ترجمه به فارسی
-
منطقه جوابهای مقدور
-
امکان پذي · امکان پذیر است · باور کردنی · باورپذیر · باورین · دست باف · سزاوار · شایسته · شایند · شدنی · عملی · قابل دوام · محتمل · ممکن · مناسب · میسر · کردنی · کنش پذیر
-
بطورعملی · چنانکه امکان پذیرباشد · چنانکه بشود
-
منطقه موجه
-
بدیلهای امکان پذیرموجه
-
ترجیحی، مطالعه امکان سنجی
-
راه حل عملی اساسی
-
امکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن