ترجمه "feasible" به فارسی

شدنی, عملی, ممکن بهترین ترجمه های "feasible" به فارسی هستند.

feasible adjective دستور زبان

Doable, possible, achievable, workable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدنی

    adjective

    And so I think it's really quite feasible

    و من فکر میکنم که حقیقتا راهی انجام شدنی

  • عملی

    adjective

    No. Even if it had been feasible which I doubt I would not have done so.

    نه حتی اگر این عملی بود که شک دارم بوده باشد چنین کاری نمیکردم.

  • ممکن

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کردنی
    • باورپذیر
    • باورین
    • شایند
    • محتمل
    • سزاوار
    • میسر
    • شایسته
    • مناسب
    • امکان پذي
    • امکان پذیر است
    • باور کردنی
    • دست باف
    • قابل دوام
    • کنش پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feasible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "feasible" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "feasible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه