ترجمه "feathers" به فارسی

پرها, شهپرها, نرمپر بهترین ترجمه های "feathers" به فارسی هستند.

feathers noun

Plural form of feather. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرها

    Now look at that. There is that beautiful feather in the embryo.

    حالا به این نگاه کنید. این پر زیبا در این در جنین وجود دارد.

  • شهپرها

  • نرمپر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feathers " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "feathers"

عباراتی شبیه به "feathers" با ترجمه به فارسی

  • سيركوويروس خوکی · سیرکوویریده · ويروس بيماري منقار و پر طوطيان · ويروس كمخوني جوجه
  • تشک پر (آکنده از پر)
  • پودر پر
  • تندرو · زودگذر · پردار · پوشیده ازپر
  • (جانور شناسی) لاله وش شناور (راسته ی comatulid( )Comatulida هم می گویند)
  • (هریک از بال های بزرگ بال و دم پرنده که در پرواز نقش عمده دارند) شاهپر
  • نخل پر برگ (انواع نخل هایی که برگ آنها پرسان است)
  • (در نجاری و فلزکاری و غیره) با زبانه به هم وصل کردن · (قدیمی - جمع) پروبال · (لبه ی تخته یا صفحه یا پروانه و غیره را) نازک کردن · (هواپیما و هلی کوپتر) جهت پروانه را عوض کردن 0 · (پر یا هرچیز پرمانند که به ته پیکان و تیر می زنند تا پرواز آن بهتر شود) پرپیکان · از پر پوشیده شدن · بال دادن · تیرپر · تیزلبه کردن · ریش · سر و وضع · قیافه و لباس · هرچیز پرمانند · پخ کردن · پر · پر وبال · پرآکند · پردار · پردار کردن · پردرآوردن · پرده دار کردن · پرزدن (به چیزی) · پرسان · پرسانه · پرسانه دار کردن · پره · پروبال · گوه دار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "feathers" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه