ترجمه "federal" به فارسی

فدرال, همبستگان, (در جنگ های داخلی امریکا - Fبزرگ) هوادار دولت مرکزی بهترین ترجمه های "federal" به فارسی هستند.

federal adjective noun دستور زبان

Pertaining to a league or treaty; derived from an agreement or covenant between parties, especially between nations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فدرال

    These guys are masquerading as a federal institution.

    این آقایان ماسک یک سازمان فدرال رو زده اند.

  • همبستگان

  • (در جنگ های داخلی امریکا - Fبزرگ) هوادار دولت مرکزی

  • ترجمه های کمتر

    • افسر دولت مرکزی
    • سرباز دولت فدرال F( -6 بزرگ) عامل یا کارمند دولت فدرال
    • نظام حکومتی فدرال
    • همبستگان گرای
    • هواخواه افزودن بر اختیارات دولت فدرال (و کاستن خودمختاری ایالات)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " federal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Federal adjective noun

being of or having to do with the northern United States and those loyal to the Union during the American Civil War; "Union soldiers"; "Federal forces"; "a Federal infantryman" [..]

+ اضافه کردن

"Federal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Federal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "federal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "federal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه