ترجمه "federalism" به فارسی
فدرالیسم, نظامیگری, فدراليسم بهترین ترجمه های "federalism" به فارسی هستند.
federalism
noun
دستور زبان
System of national government in which power is divided between a central authority and a number of regions with delimited self-governing authority. [..]
-
فدرالیسم
nounpolitical concept
it respects the states and it respects federalism.
هم به ایالت ها و هم به فدرالیسم احترام گذاشته اید.
-
نظامیگری
-
فدراليسم
-
ترجمه های کمتر
- ديكتاتوري
- ناسيوناليسم
- پوپوليسم
- دموکراسی
- فدرال گرایی
- نظام حکومت فدرال (اصل خودمختاری ایالت ها در زیر چتر یک دولت مرکزی)
- نظامهای سیاسی
- همبستگان گرایی F( -3 بزرگ - امریکا) اصول حزب فدرالیست امریکا
- هواداری از نظام فدرال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " federalism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "federalism" با ترجمه به فارسی
-
منطقه فدرال (برزيل)
-
فدراسیون جهانی جوانان دموکرات
-
برزیل (منطقه فدرال)
-
فدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری
-
اوراق بهادار منتشره توسط آژانس های دولت فدرال
-
قانون کمک به بیمه دولت مرکزی
-
حكومت فدرال · حکومت مرکزی
-
نام سابق روسیه (یکی از جمهوری های شوروی سابق)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن