ترجمه "feebleness" به فارسی
ناتوانی, سستی, ضعف بهترین ترجمه های "feebleness" به فارسی هستند.
feebleness
noun
دستور زبان
The quality or state of being feeble; debility; infirmity. [..]
-
ناتوانی
nounhe whispered, his voice trembling from a consciousness of the feeble ness of age, Bolkonski!
با صدایی که از عجز و ناتوانی پیری میلرزید آهسته گفت: بالکونسکی!
-
سستی
noun -
ضعف
But for his pallor and feebleness, Bulstrode would have called the change in him entirely mental.
بجز پریدگی رنگ و ضعف همه نشانهها خبر از اختلال روانی میدادند.
-
ترجمه های کمتر
- نحیفی
- ضعف اخلاق
- ضعف و ناتوانی
- کم زوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feebleness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن