ترجمه "feint" به فارسی

وانمود, وانمود کردن, فریب بهترین ترجمه های "feint" به فارسی هستند.

feint adjective verb noun دستور زبان

To make a feint, or mock attack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وانمود

    noun
  • وانمود کردن

    verb
  • فریب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تظاهر
    • وانمودگری
    • خدعه
    • (ارتش و مشت زنی و شمشیر بازی و غیره) حمله ی دروغین کردن
    • (در مشت بازی یا عملیات جنگی - برای گمراه سازی حریف تظاهر به حمله کردن) تک نمایی
    • تک نمایی کردن
    • حمله ی دروغی
    • حمله ی وانمودین
    • حمله ی وانمودین کردن
    • فریب کاری
    • فریبکاری کردن
    • وانمودگری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "feint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه