ترجمه "feisty" به فارسی

دعوایی, پرخاشگر, پردل بهترین ترجمه های "feisty" به فارسی هستند.

feisty adjective دستور زبان

Tenacious, energetic, spunky. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دعوایی

  • پرخاشگر

  • پردل

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • پرحرارت
    • جنگی
    • (عامیانه)
    • زود رنج
    • پر جنب و جوش
    • پر حرارت
    • پر شور و شر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feisty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "feisty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه