ترجمه "feminist" به فارسی

طرفدار حقوق زنان, طرفدارزن, کسیکه زن ومردرابرابرمیداند بهترین ترجمه های "feminist" به فارسی هستند.

feminist adjective noun دستور زبان

Relating to or in accordance with feminism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار حقوق زنان

    adjective noun

    You can't be a feminist who's also interested in fashion.

    نمی تونید طرفدار حقوق زن باشید در حالیکه به مُد علاقه دارید.

  • طرفدارزن

  • کسیکه زن ومردرابرابرمیداند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feminist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "feminist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "feminist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه