ترجمه "fence" به فارسی

حصار, دیوار, پرچین بهترین ترجمه های "fence" به فارسی هستند.

fence verb noun دستور زبان

A thin, human-constructed barrier which separates two pieces of land or a house perimeter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حصار

    noun

    barrier [..]

    The goat had been tethered to the fence.

    بز به حصار بسته شده است.

  • دیوار

    noun

    barrier

    Trembling, she walked along the fence of the cemetery, following the wardens;

    کام لا مرتعش، طول دیوار گورستان را پیمود درحالیکه نگهبانان را با چشم تعقیب میکرد.

  • پرچین

    He climbed over the fence and came to her.

    کریستف از فراز پرچین جست و نزد او آمد.

  • ترجمه های کمتر

    • نرده
    • شمشیربازی
    • دفاع
    • سیبا
    • سیبه
    • تارم
    • تارمی
    • جلوگیر
    • پکوک
    • باره
    • (با : with) جواب درست ندادن
    • (با نرده) محدود کردن
    • (بیشتر با : in و off) نرده کشیدن (دور چیزی)
    • (در اصل) حفاظ
    • (در دادن پاسخ) تعلل کردن
    • (قدیمی) جاخالی دادن
    • احاطه کردن یا شدن
    • تارم بندی کردن
    • حصار (حائل)
    • حفظ کردن
    • دفاع کردن
    • دیوار کشیدن
    • دیواره (فلزی یا چوبی یا از گیاه)
    • سنگ چین
    • شمشیربازی کردن
    • طفره رفتن
    • مال خر
    • مال دزدی را خرید و فروش کردن 1
    • مجزا کردن
    • محل خرید و فروش اموال مسروقه
    • مناظره کردن
    • منزوی کردن
    • نرده دار کردن
    • پدفند کردن 0
    • کسی که مال دزدی خرید و فروش می کند
    • گریزگری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fence"

عباراتی شبیه به "fence" با ترجمه به فارسی

  • پرچینها
  • حصارها · حصارکشی · چپرها
  • مردد
  • حصارهای الكتريكي
  • دیوار کشیدن
  • حصار کشی · سیبا · نرده · نرده ی چوبی (نرده ی ساخته شده از تیرچه های عمود بر زمین) · پرچین · چپر
  • حصارها · حصارکشی · دفاع · سیبه کشی · شمشيربازى · شمشیر بازی · شمشیربازی · مواد لازم برای نرده سازی · نرده بندی · نرده کشی · چپرها
  • سیم توری
اضافه کردن

ترجمه های "fence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه