ترجمه "ferrule" به فارسی

بست, کلاهک, حلقه بهترین ترجمه های "ferrule" به فارسی هستند.

ferrule noun دستور زبان

A metal band or cap placed around a shaft to reinforce it or to prevent splitting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بست

    The ferrule has not stood, sir, said the carpenter, now coming up;

    در این هنگام نجار پیش آمد و گفت :قربان،بست پا دوام نیاورده.

  • کلاهک

    noun
  • حلقه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (لوله کشی و مکانیک) بوش یا حلقه (برای سفت کردن بندها و نقاط اتصال)
    • (پوشش فلزی که بر ته عصا و دسته ی ابزار و غیره می کوبند تا از ترک برداشتن چوب جلوگیری کند) ته پوش
    • ته غلاف
    • سر عصا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferrule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ferrule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه