ترجمه "fertilize" به فارسی
کود دادن, افشاندن, بارورکردن بهترین ترجمه های "fertilize" به فارسی هستند.
fertilize
verb
دستور زبان
To make (the soil) more fertile by adding nutrients to it. [..]
-
کود دادن
verb -
افشاندن
verb -
بارورکردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (زمین و غیره) بارور کردن
- (زیست شناسی - تخم گیاه یا تخم جانور یا جنس مادینه را) گشن کردن
- آبستن کردن
- باردار کردن
- بارور کردن
- حاصلخیز کردن
- زایا کردن
- زاینده کردن
- فر آور کردن
- پر بار کردن
- گشن ور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fertilize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fertilize" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن