ترجمه "fetch" به فارسی

بردن, بازآوردن, فچ بهترین ترجمه های "fetch" به فارسی هستند.

fetch Verb verb noun دستور زبان

To retrieve; to bear towards; to go get. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردن

    verb

    To see some officer. Some one invited her and horses were sent to fetch her.

    افسری او را دعوت نموده و برای بردن او کالسکهای فرستاده بود.

  • بازآوردن

  • فچ

  • ترجمه های کمتر

    • موجگاه
    • پذیراندن
    • ترفند
    • شبح
    • حیله
    • اوردن
    • (استدلال یا شواهد و غیره) گرفتن
    • (باد یا موج آب) فاصله ی طی شده بدون برخورد با مانع
    • (باکشتی بادبانی یا اتوبوس و غیره) رسیدن به
    • (خودمانی - ضربه یا سیلی و غیره) زدن
    • (در مورد قایق یا کشتی) آمدن
    • (رفتن و) آوردن
    • (قیمت و غیره) داشتن
    • (معمولا با: round) مجاب کردن
    • (نفس یا آه یا نعره و غیره) کشیدن
    • - آوردن
    • - رساندن
    • -کردن
    • آمدن و بردن
    • جاخالی (دادن)2
    • جلب (توجه یا محبت و غیره) کردن
    • رفتن 0
    • روح آدم زنده (که بر کسی ظاهر شود)
    • وارد آوردن 1
    • وارد شدن به
    • گیرایی داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fetch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fetch

A proprietary XML-based query language that is used in Microsoft Dynamics CRM to retrieve information.

+ اضافه کردن

"Fetch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fetch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fetch" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) آورده شده از راه دور · (هر چیز باور نکردنی یا غیرمعقول یا غیر معمول) بعید · باور نکردنی · دور آورد · غیرواقع · نامیسر
  • بانمک · تو دل برو · جذاب · ملیح · گیرا
  • ختم کردن
  • بانمک · تو دل برو · جذاب · ملیح · گیرا
  • بانمک · تو دل برو · جذاب · ملیح · گیرا
اضافه کردن

ترجمه های "fetch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه