ترجمه "fetid" به فارسی
متعفن, گندیده, بد بو بهترین ترجمه های "fetid" به فارسی هستند.
fetid
adjective
noun
دستور زبان
Foul-smelling. [..]
-
متعفن
She thought of the fetid cell and her verminous mattress, and she wanted to scream.
تریسی به یاد آن سلول متعفن و تشک پر از حشرات افتاد و خواست جیغ بزند.
-
گندیده
-
بد بو
-
ترجمه های کمتر
- بوی ناک
- گند ناک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fetid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fetid" با ترجمه به فارسی
-
تعفن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن