ترجمه "fetter" به فارسی
قید, بند, بستن بهترین ترجمه های "fetter" به فارسی هستند.
fetter
verb
noun
دستور زبان
A chain or similar object used to bind a person or animal by its legs (usually in plural). [..]
-
قید
nounanything that restricts or restrains in any way
Genius, he held, is necessarily intolerant of fetters:
میپنداشت که نبوغ اساساً تاب تحمل قید و بند را ندارد.
-
بند
verb nounobject used to bind a person or animal by its legs
I found myself with fetters on my feet and manacles on my hands.
خودم را با پا بند بر پا و دست بند بر دست دیدم
-
بستن
verbto shackle or bind up with fetters
-
ترجمه های کمتر
- غل و زنجیر
- قید و بند
- بخو
- اشکیل
- زنجیر
- مانع
- بستانه
- (پیشرفت و غیره را) مانع شدن
- بخو کردن
- بستانه زدن به
- دست و پا گیر شدن
- غل و زنجیر پا
- غل و زنجیر کردن
- محدود کردن
- مقید کردن
- پا بند
- پابند زدن به
- پای گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fetter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fetter"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن