ترجمه "fettle" به فارسی

حالت, آراستن, علف بهترین ترجمه های "fettle" به فارسی هستند.

fettle verb noun دستور زبان

A state of proper physical condition; kilter or trim. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت

    noun
  • آراستن

    verb
  • علف

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (محلی) مرتب کردن
    • (کوره ی تبدیل آهن خام به نرم آهن را) با مواد نسوز آستر کردن
    • حالت جسم و روح
    • لایه گذاری کردن
    • منظم کردن
    • وضع کلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fettle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fettle" با ترجمه به فارسی

  • ماده ای (مانند سیلیکا) که با آن کوره ی تبدیل آهن خام به نرم آهن را آستر می کنند
اضافه کردن

ترجمه های "fettle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه