ترجمه "fibrinous" به فارسی

تار لخته ساز, تار لخته یی, وابسته به یا دارای تار لخته بهترین ترجمه های "fibrinous" به فارسی هستند.

fibrinous adjective دستور زبان

of, pertaining to, characteristic of, resembling or having the nature of fibrin [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تار لخته ساز

  • تار لخته یی

  • وابسته به یا دارای تار لخته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibrinous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fibrinous" با ترجمه به فارسی

  • (زیست شناسی) فیبرین · تار لخته (پروتئین غیرقابل حل خون که لخته ی خون از آن است) · فیبرین
اضافه کردن

ترجمه های "fibrinous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه