ترجمه "fibrous" به فارسی

لیفی, تاردار, تارین بهترین ترجمه های "fibrous" به فارسی هستند.

fibrous adjective دستور زبان

Of or pertaining to fibre. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیفی

    bone, cartilage and the fibrous elements of skeleton,

    استخوان، غضروف و عناصر لیفی اسکلت را میسازد،

  • تاردار

  • تارین

  • ترجمه های کمتر

    • تار سان
    • تارچه دار
    • تارچه سان
    • رشته ای
    • رشته دار
    • رشته رشته
    • لیف دار
    • لیف مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibrous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fibrous" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fibrous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه