ترجمه "figment" به فارسی
اختراع, توهم, نهازش بهترین ترجمه های "figment" به فارسی هستند.
figment
noun
دستور زبان
A fabrication, fantasy, invention; something fictitious. [..]
-
اختراع
nouna figment of my imagination
به اختراع تخيل من ميرسن
-
توهم
nounthus started a flock of irrelevant ideas, was no figment, but a reality;
یک دسته تصاویر نامربوط را میآفرید نه توهم بلکه واقعیت بود
-
نهازش
-
گمان ساخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " figment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن