ترجمه "figurant" به فارسی

بازیگر اضافی روی صحنه ی تئاتر, عضو دسته ی باله بهترین ترجمه های "figurant" به فارسی هستند.

figurant noun دستور زبان

an actor in the background lacking an aural presence [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگر اضافی روی صحنه ی تئاتر

  • عضو دسته ی باله

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figurant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "figurant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "figurant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه