ترجمه "figurative" به فارسی

مجازی, استعاری, معنوی بهترین ترجمه های "figurative" به فارسی هستند.

figurative adjective دستور زبان

Metaphorical or tropical, as opposed to literal; using figures; as of the use of "cats and dogs" in the phrase "It's raining cats and dogs". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجازی

    adjective

    Those faithful ones were blessed with a rich spiritual paradise, a figurative garden of Eden.

    برکتی که نصیب این افراد باایمان شد یک بهشت پربار روحانی بود، یک باغ عدن مجازی.

  • استعاری

    What contributes to the joy we experience in the figurative harvest work?

    چه عواملی سبب شادی ما در حصادی که به مفهوم استعاری انجام میدهیم میشود؟

  • معنوی

    literally and figuratively more cultured.

    هم به صورت معنوی و هم ظاهری متمدنانه تر باشد آماده ایم.

  • ترجمه های کمتر

    • تصویری
    • ایرمانی
    • تمثیلی
    • سپنجی
    • فرتوری
    • مجازي
    • تندیسی
    • انگاری
    • مجاز
    • وابسته به نقاشی و تصویر
    • پر استعاره
    • پر ایرمان
    • پر سپنج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figurative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "figurative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "figurative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه