ترجمه "filch" به فارسی

ربودن, (در مورد چیزهای کوچک و کم ارزش) دزدیدن, بلند کردن بهترین ترجمه های "filch" به فارسی هستند.

filch verb دستور زبان

(transitive) To steal, to illegally take possession of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ربودن

    verb
  • (در مورد چیزهای کوچک و کم ارزش) دزدیدن

  • بلند کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • رشد پیدا کردن
    • ناخنک زدن
    • کش رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " filch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "filch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه