ترجمه "file" به فارسی

پرونده, سوهان, صف بهترین ترجمه های "file" به فارسی هستند.

file verb noun دستور زبان

(archaic) to defile [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرونده

    noun

    collection of papers [..]

    For answer Endean took one of the maps from the file and spread it across the desk.

    ان دین در پاسخ یکی از نقشهها را از پرونده خارج ساخته آن را بر روی میز گسترد.

  • سوهان

    noun

    tool

    So we go, who file old jaws and shinbones.

    ما که فکهای کهنه و قلم پا را سوهان میزنیم کارمان همین است.

  • صف

    He would assemble every person in Vegas and make them file past and look.

    اودستورمیداد افراد ساکن در تا همه لاس وگاس صف بکشند واین منظره راببینند.

  • ترجمه های کمتر

    • خط
    • فهرست
    • دوسیه
    • فایل
    • بایگانی
    • پوشه
    • ردیف
    • file
    • قطار
    • رج
    • ساییدن
    • رندیدن
    • محرق
    • مصقل
    • پرونجا
    • کلاسور
    • (امریکا) نام خود را در فهرست نامزدهای انتخاباتی ثبت کردن
    • (انگلیس - خودمانی) آدم بد جنس و زرنگ
    • (در آشپزی کرئول ها Creoles) گرد برگ گیاه ساسافراس
    • (در خواست یا شکایت و غیره) به ثبت رساندن
    • (رسما و معمولا با دریافت رسید) تسلیم کردن
    • (رسما) اعلام نامزدی انتخاباتی کردن
    • (روزنامه و رادیو و بنگاه های خبرگزاری و غیره) خبر فرستادن
    • (شطرنج) ستون 0
    • (قدیمی) آلوده کردن
    • (مجازی) سابقه
    • (کامپیوتر) فایل
    • آهن سای
    • با سوهان صاف کردن یا بریدن
    • با صف حرکت کردن
    • بایگانی کردن
    • به صف شدن
    • تنظیم کردن (معمولا برحسب تاریخ و موضوع)
    • دادخواست دادن
    • سوهان زدن
    • قفسه (یا کشو یا محل نگهداری) پرونده ها
    • ملوث کردن
    • نجس کردن
    • پرونده بایگانی، پرونده
    • پرونده دان
    • پرونده کردن (اوراق و مدارک و غیره)
    • گزارش (خبری) دادن
    • یک ردیف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " file " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

File

The name of a menu in a conversation window from which the user can save the text of the current conversation, open received files, or close the conversation window.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرونده

    noun

    Gephardt added it to the Fidel Files himself?

    گپهارت خودش اينو به پرونده هاي فيدل اضافه کرد ؟

  • فایل

    The printer lost the file, didn't tell us.

    چاپ کننده فایل ما را گُم کرد، ولی چیزی به ما نگفت.

تصاویر با "file"

عباراتی شبیه به "file" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "file" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه