ترجمه "filiate" به فارسی

اشناکردن, پیوستن, بفرزندی پذیرفتن بهترین ترجمه های "filiate" به فارسی هستند.

filiate verb دستور زبان

To adopt as son or daughter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشناکردن

  • پیوستن

    verb
  • بفرزندی پذیرفتن

  • مربوط ساختن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " filiate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "filiate" با ترجمه به فارسی

  • (تشکیل دادن گروه یا شاخه ی جدید اجتماع یاانجمن) انشعاب · (حقوق - تعیین هویت پدر بچه ی حرامزاده) تعیین پدر · اصل و نسب · تبار · رابطه ی مادر (یا پدر) با فرزند · رابطه ی پدر و فرزندی · زادگان · شاخه شدگی · نسب
اضافه کردن

ترجمه های "filiate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه