ترجمه "finder" به فارسی

یابنده, کاشف, (در ترکیب) - یاب بهترین ترجمه های "finder" به فارسی هستند.

finder noun دستور زبان

One who finds, or discovers something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یابنده

    noun

    And you are the heir of Bilbo, the Ring finder.'

    و تو وراث بیل بو هستی: یابنده حلقه.

  • کاشف

    noun
  • (در ترکیب) - یاب

  • ترجمه های کمتر

    • دوربین ردیاب
    • رجوع شود به viewfinde
    • کارگزار، شرکت کارگزار
    • یاب گر
    • یابش گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "finder" با ترجمه به فارسی

  • خزانه · فرهنگ جامع · قاموس · مجموعه اطلاعات · گنجینه
  • (دستگاهی که جهت حرکت امواج رادیویی و لذا محل دستگاه فرستنده را پیدا می کند) سویاب · جهت یاب
  • (به ویژه در هواپیما) سمت یاب خودکار · راستایاب خودکار
  • (در جنگ افزارها یا دوربین عکاسی و غیره) مسافت یاب · دوری یاب (rangefinder هم می نویسند)
  • رجوع شود به Fathometer
اضافه کردن

ترجمه های "finder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه