ترجمه "finery" به فارسی
(جمع) تجملات (لباس فاخر و جواهر و غیره), (فلز کاری) پالایشگاه, زر و زیور بهترین ترجمه های "finery" به فارسی هستند.
finery
noun
دستور زبان
(obsolete) Fineness; beauty. [..]
-
(جمع) تجملات (لباس فاخر و جواهر و غیره)
-
(فلز کاری) پالایشگاه
-
زر و زیور
nounHer love of dirt gave way to an inclination for finery
علاقهای که به گرد و خاک و کثیفی داشت جایش را داد به خوش آمدن از زر و زیور و آراستگی،
-
ترجمه های کمتر
- ساختن آهن و پولاد خم پذیر (قابل انعطاف و شکل پذیری)
- چیز تجملی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن