ترجمه "finishing" به فارسی

تکمیل, پردازش, تکمیل کالای نساجی بهترین ترجمه های "finishing" به فارسی هستند.

finishing noun verb دستور زبان

Present participle of finish. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکمیل

    noun

    Scarlett felt that it gave her the final finishing touch of elegance.

    حس کرد که این دست پوش جذابیت او را تکمیل میکند.

  • پردازش

    noun
  • تکمیل کالای نساجی

    any process performed after dyeing the yarn or fabric to improve the look, performance, or "hand" (feel) of the finished textile or clothing

  • ترجمه های کمتر

    • پرواربندي دام
    • پرواربندی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finishing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "finishing" با ترجمه به فارسی

  • کالای ساختهشده
  • (مدرسه ی دخترانه که علاوه بر دروس معمولی به آنان آداب زندگی و معاشرت و خانه داری می آموختند) مدرسه ی تکمیل ساز · مدرسه ی معرفت آموز
  • تاریخ پایان واقعی
  • (نجاری) میخ بی سر (میخی که سرش قلمبگی ندارد و برای دو کار مصرف می شود)
  • موجودی کالای ساخته شده
  • در این موارد لازم است دو کار همزمان با هم و یا با فاصله معین خاتمه یابند.
  • تاریخ پایان
  • کالاهای نیمه تمام
اضافه کردن

ترجمه های "finishing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه