ترجمه "finn" به فارسی
فنلاندی, اهل کشور فنلاند, مخفف : فنلاندی بهترین ترجمه های "finn" به فارسی هستند.
finn
-
فنلاندی
I took him into the pantry where he looked a little reproachfully at the Finn.
او را به آبدارخانه بردم و آنجا با نگاه اندکی ملامت بار به کدبانوی فنلاندی نگریست.
-
اهل کشور فنلاند
-
مخفف : فنلاندی
-
کسی که به یکی از زبان های Finic صحبت می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Finn
noun
proper
دستور زبان
A person from Finland. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Finn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Finn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "finn" با ترجمه به فارسی
-
جولای فین
-
(خودمانی) نوشیدنی الکلی که در آن مواد مخدر یا مسهل ریخته اند و بدون آگاهی به شخصی می خورانند (Mickey هم می گویند)
-
ماجراهای هاکلبری فین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن