ترجمه "fireproof" به فارسی
نسوز, (در مقابل آتش مقاوم کردن) نسوز کردن, ضد آتش بهترین ترجمه های "fireproof" به فارسی هستند.
fireproof
adjective
verb
دستور زبان
Resistant to damage from fire. [..]
-
نسوز
adjectiveResistant to damage from fire
The Reeves Building was as fireproof as a rock and as efficient asa typewriter;
ساختمان ری وز مانند سنگ، نسوز بود و مانند ماشین تحریر، کار ساز بود؛
-
(در مقابل آتش مقاوم کردن) نسوز کردن
-
ضد آتش
adjectiveNot so fireproof on the inside, are you?
اعضاي داخليت زياد ضد آتش نيستن ، درسته ؟
-
ترجمه های کمتر
- ضد حریق
- پاد آتش
- پادآتش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fireproof " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن