ترجمه "fish farming" به فارسی
ماهيپروری, پرورش ماهی, ماهيپروري بهترین ترجمه های "fish farming" به فارسی هستند.
fish farming
noun
دستور زبان
The commercial activity of operating fish farms [..]
-
ماهيپروری
-
پرورش ماهی
We'd have a fish farm fed with vegetable waste from the kitchen
ما یک پرورش ماهی داریم که با زباله های سبزیجات از آشپز خانه
-
ماهيپروري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fish farming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fish farming" با ترجمه به فارسی
-
تخمسراهاي ماهي · مزارع پرورش ماهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن