ترجمه "fisherman" به فارسی
ماهیگیر, ماهی گیر, صیاد (ماهی) بهترین ترجمه های "fisherman" به فارسی هستند.
fisherman
noun
دستور زبان
A person who attempts to catch fish. [..]
-
ماهیگیر
nounperson catching fish
What we're trying to do there is turn pirates to fisherman.
ما در آنجا سعی می کنیم دزدان دریایی را به ماهیگیر تبدیل کنیم.
-
ماهی گیر
nounWould a fisherman throw his prized catch back into the sea?
مگه یه ماهی گیر صید باارزش خودش رو دوباره به دریا برمی گردونه ؟
-
صیاد (ماهی)
-
ترجمه های کمتر
- صیاد ماهی
- ماهی گیر ماهيگير
- ژاکت پشمی درشت باف و یقه اسکی (fisherman's knit هم می گویند)
- کشتی (یا قایق) ماهی گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fisherman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fisherman"
عباراتی شبیه به "fisherman" با ترجمه به فارسی
-
رویای زن ماهیگیر
-
(نوعی گره طناب : رجوع شود به knot) حلقه آویز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن