ترجمه "fishery" به فارسی
شیلات, امتیاز ماهی گیری, حوزه ی ماهی گیری بهترین ترجمه های "fishery" به فارسی هستند.
fishery
noun
دستور زبان
(uncountable) the catching, processing and marketing of fish, shellfish etc [..]
-
شیلات
nounentity engaged in raising or harvesting fish which is determined by some authority to be a fishery
s a thing by no means unprecedented in the South sea fishery.
کاری است که به هیچوجه در شیلات دریای جنوب بی سابقه نیست.
-
امتیاز ماهی گیری
-
حوزه ی ماهی گیری
-
ترجمه های کمتر
- شیلات (گرفتن و بسته بندی و فروش ماهی)
- صید
- ماهی خانه
- ماهی گیر گاه
- پرورشگاه ماهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fishery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fishery" با ترجمه به فارسی
-
سیاستهای آبزیپروری
-
شیلات آب شيرين · ماهیگیریهای درونبوم
-
ماهیگیریهای دریاچهای
-
شیلات دریامیانی
-
صید مروارید
-
ماهیگیریهای ساحلی
-
اقیانوسشناسی آبزیپروری
-
آبزيپروريها · شیلات · شیلات تجاري · صنعت ماهيگيري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن