ترجمه "fishtail" به فارسی
(اتومبیل) به چپ و راست حرکت کردن, دم چرخانی (به طرفین حرکت دادن دم هواپیما برای کاستن از سرعت آن), قیقاج رفتن بهترین ترجمه های "fishtail" به فارسی هستند.
fishtail
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To move with the tail swinging from side to side in this way. [..]
-
(اتومبیل) به چپ و راست حرکت کردن
-
دم چرخانی (به طرفین حرکت دادن دم هواپیما برای کاستن از سرعت آن)
-
قیقاج رفتن
-
ویراژ رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fishtail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fishtail" با ترجمه به فارسی
-
نخل تادي · نخل دمماهي · کاریوتا اورنس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن