ترجمه "fixity" به فارسی

ثبات, مانائی, پایائی بهترین ترجمه های "fixity" به فارسی هستند.

fixity noun دستور زبان

(uncountable) The state of being fixed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثبات

    noun

    in spite of the grave fixity, the accumulated robustness and solidity, now they struck light to the earth, now darkness.

    به رغم ثبات خشک، استحکام و تنومندی انباشته، لحظهای نور به زمین میتاباند، لحظهای تاریکی.

  • مانائی

  • پایائی

  • ترجمه های کمتر

    • ثبوت
    • دوام
    • تغییر ناپذیری
    • هر چیز ثابت و پا برجا
    • پا برجائی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fixity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fixity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه