ترجمه "flagrant" به فارسی

فاحش, اشکار, شنیع بهترین ترجمه های "flagrant" به فارسی هستند.

flagrant adjective دستور زبان

Obvious and offensive, blatant, scandalous [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاحش

    adjective
  • اشکار

    adjective
  • شنیع

  • ترجمه های کمتر

    • دریده
    • رسوا
    • مشتعل
    • برملا
    • زننده
    • نمایان
    • (قدیمی) شعله ور
    • انگشت نما
    • بسیار بد
    • خیره کننده
    • شرم آور
    • قبیح (قبیحانه)
    • وقیح (وقیحانه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flagrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flagrant" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به in flagrante delicto
  • (لاتین - حقوق) · در حین ارتکاب به جرم · در حین انجام عمل منافی عفت (زنا و لواط و غیره) (inflagrante هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "flagrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه