ترجمه "flagship" به فارسی
نخبه, (بزرگ ترین و بهترین بخش هر چیز یافرد در یک گروه) گل سر سبد, زبده مرد بهترین ترجمه های "flagship" به فارسی هستند.
flagship
noun
دستور زبان
In a maritime fleet, the ship occupied by the fleet's commander (usually an admiral); it denotes this by flying his flag. [..]
-
نخبه
-
(بزرگ ترین و بهترین بخش هر چیز یافرد در یک گروه) گل سر سبد
-
زبده مرد
-
ترجمه های کمتر
- ناو سر فرماندهی
- نخبه فرد
- نخبه ناو
- نوترین و بهترین کشتی (متعلق به شرکت کشتی رانی)
- چشم و چراغ
- گل سرسبد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flagship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن