ترجمه "flail" به فارسی

دنگ, خرمن کوب, (با خرمن کوب) کوبیدن بهترین ترجمه های "flail" به فارسی هستند.

flail verb noun دستور زبان

A tool used for threshing, consisting of a long handle with a shorter stick attached with a short piece of chain, thong or similar material. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دنگ

    یک ابزار خرمنکوبی است که در عین حال یک سلاح سرد هم هست.

    thrashing the laboring sides of his chestnut horse with his whip as if it were a flail.

    شلاق سواری را مانند دنگ برنجکوبی به عضلات کشیده اسب میزد.

  • خرمن کوب

    noun

    fastened like a flail to the end of a stick

    مانند خرمن کوب به یک سر چوب دستی کوتاهی بسته و آن را به دست گرفتهاند

  • (با خرمن کوب) کوبیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (با چوب یا هر چیز خرمن کوب مانند) کتک زدن
    • (در مورد نهنگ یا ماهی بزرگ وغیره) با دم زدن
    • (مثل دم نهنگ یا خرمن کوب) دستان خود را به اطراف تکان دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flail " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flail"

عباراتی شبیه به "flail" با ترجمه به فارسی

  • خرمنکوبیکردن
  • متلاشی کردن، در هم شکستن، درب و داغان کردن
  • خرمنکوبیکردن
اضافه کردن

ترجمه های "flail" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه