ترجمه "flair" به فارسی

استعداد, بویایی, فرزامی بهترین ترجمه های "flair" به فارسی هستند.

flair noun دستور زبان

a natural or innate talent or aptitude; a knack [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استعداد

    noun

    I had been afraid to start my own company because I did not have a flair for business.

    مدتها میخواستم تجارتی به راه اندازم، اما چون شم و استعداد آن را نداشتم از این کار میترسیدم.

  • بویایی

  • فرزامی

  • ترجمه های کمتر

    • ویرایی
    • برازندگی
    • زیبندگی
    • قابلیت
    • ذوق
    • (دراصل) شم
    • (عامیانه) کلاس
    • رفتار زیبنده
    • قدرت بویایی
    • قدرت تشخیص
    • قوه تشخیص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flair " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "flair" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه