ترجمه "flake" به فارسی
پوسته, ورقه, فلس بهترین ترجمه های "flake" به فارسی هستند.
flake
verb
noun
دستور زبان
A loose filmy mass or a thin chiplike layer of anything; a film; flock; lamina; layer; scale; as, a flake of snow, paint, or fish. [..]
-
پوسته
nounher face partially obscured by the flaking paint of the huge red cross.
بخشی از چهرهاش در پس نقاشی پوشته پوسته شده صلیب سرخ بزرگ محو شده بود.
-
ورقه
nounWell, a Flake is worse.
خب ، شکلات ورقه ای بدتره
-
فلس
noun
-
ترجمه های کمتر
- پولک
- تراشه
- پوستک
- پرک
- پشیزه
- پهنک
- پوسه
- رگه
- ذره
- نقطه
- (امریکا- خودمانی) خل
- (با: out)
- (هر چیز کوچک و مسطح مانند دانه ی برف یا شوره ی سر) دانه
- آدم بی منطق
- از حال رفتن
- بخواب رفتن
- به صورت دانه های برف مانند در آمدن یا در آوردن
- بی کله
- تخته یا پهنه که روی آن خوراک خشک می کنند یا خوراک نگه می دارند
- رجوع شود به flak
- عجیب و غریب
- غش کردن
- لایه لایه شدن یا کردن
- ور آمدن
- پا ریزه
- پوست انداختن
- پوسته پوسته شدن
- پوسته پوسته شدن یا کردن
- پوستک چه
- پولک چه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flake " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flake
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Flake" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flake در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "flake"
عباراتی شبیه به "flake" با ترجمه به فارسی
-
باريكهبري · خردسازی · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · پوستهپوستهسازی · گردسازي
-
کرن فلکس
-
پوست انداختن · پوسته پوسته شدن
-
(کانادا) سکوب یا تخته ی ماهی خشک کنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن