ترجمه "flaky" به فارسی

پوسته پوسته, برفکی, عجیب بهترین ترجمه های "flaky" به فارسی هستند.

flaky adjective دستور زبان

Consisting of flakes or of small, loose masses; lying, or cleaving off, in flakes or layers; flakelike. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوسته پوسته

    adjective

    The front door was covered with flaky green paint

    رنگ سبز در کلبه پوسته پوسته شده بود.

  • برفکی

    adjective
  • عجیب

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • فلسی
    • غریب
    • (امریکا- خودمانی) خل
    • بی منطق
    • بی کله
    • بیگانه وار
    • دانه دانه (مثل دانه های برف یا شوره ی سر)
    • دانه دانه شونده
    • فلس فلس
    • لایه لایه
    • ورقه ورقه
    • پوسته پوسته شونده
    • پوستک دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flaky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flaky" با ترجمه به فارسی

  • خاصیت فلسی · خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
اضافه کردن

ترجمه های "flaky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه