ترجمه "flanker" به فارسی

(ارتش) استحکامات جناحی, (ارتش) پاسداران دوپهلو, (فوتبال امریکایی) بک گوشه بهترین ترجمه های "flanker" به فارسی هستند.

flanker verb noun دستور زبان

(rugby) A player who plays in the back row of the scrum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش) استحکامات جناحی

  • (ارتش) پاسداران دوپهلو

  • (فوتبال امریکایی) بک گوشه

  • ترجمه های کمتر

    • آبام پهلویی
    • نگهبانان جناحین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flanker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "flanker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه