ترجمه "flapper" به فارسی
مگس کش, پارچه, نوپرواز بهترین ترجمه های "flapper" به فارسی هستند.
flapper
noun
دستور زبان
A young woman of the 1920s who flouted convention in her dress and behaviour/behavior. [..]
-
مگس کش
noun -
پارچه
nouna slim waisted man of forty six withan effeminate voice and taste in flowers, cretonnes, and flappers.
مرد چهل و شش ساله لاغر میانی که صدای زنانهای داشت و در مورد گل و پارچه نخی و دختر نو رسیده صاحب سلیقه بود.
-
نوپرواز
-
ترجمه های کمتر
- باله
- زبانه
- لبه
- (اردک یا پرنده ای که تازه پرواز آموخته است) نوبال
- (خودمانی - در سال های 0291) زن قرتی
- (شخص یا چیزی که flap می کند): در جیب (کت و پالتو غیره)
- زن اطفاری
- هرچیز پهن که برای زدن به کار می رود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flapper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flapper"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن