ترجمه "flapping" به فارسی
اویخته, ول بهترین ترجمه های "flapping" به فارسی هستند.
flapping
adjective
noun
verb
دستور زبان
That flaps or flap. [..]
-
اویخته
-
ول
adjectiveand she sat there with this penguin, the penguin's flapping, and she let's it go.
آنجا با این پنگون نشست، پنگون بال و پر می زد، او( پنگون)را ول كرد كه برود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flapping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flapping" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - خودمانی) دستپاچه شدن · (با چیز پهن زدن) زدن · (زبان شناسی) زنش · (قدیمی) ضربه با هر چیز پهن (مثلا خطکش) · (هر چیز پهن) بالا و پایین رفتن یا تکان خوردن · (هرچیز مسطح و شل و آویخته که پرده وار دهانه یا مدخل چیزی را می پوشاند) پرده · بال زدن · برآافزا · برگه · تک ضربی · حالت اضطراب · حرکت هرچیز پهن که یک سر آن به چیز دیگری وصل باشد مانند بال پرنده یا بادبان کشتی · در · دریچه ی بال هواپیما · دستپاچگی · سردرگمی · شدن · شوریدگی · صدای این حرکت : تپ تپ · فلپ · لرزیدن
-
زنشی
-
(انگلیس - خودمانی) دستپاچه شدن · (با چیز پهن زدن) زدن · (زبان شناسی) زنش · (قدیمی) ضربه با هر چیز پهن (مثلا خطکش) · (هر چیز پهن) بالا و پایین رفتن یا تکان خوردن · (هرچیز مسطح و شل و آویخته که پرده وار دهانه یا مدخل چیزی را می پوشاند) پرده · بال زدن · برآافزا · برگه · تک ضربی · حالت اضطراب · حرکت هرچیز پهن که یک سر آن به چیز دیگری وصل باشد مانند بال پرنده یا بادبان کشتی · در · دریچه ی بال هواپیما · دستپاچگی · سردرگمی · شدن · شوریدگی · صدای این حرکت : تپ تپ · فلپ · لرزیدن
-
(انگلیس - خودمانی) دستپاچه شدن · (با چیز پهن زدن) زدن · (زبان شناسی) زنش · (قدیمی) ضربه با هر چیز پهن (مثلا خطکش) · (هر چیز پهن) بالا و پایین رفتن یا تکان خوردن · (هرچیز مسطح و شل و آویخته که پرده وار دهانه یا مدخل چیزی را می پوشاند) پرده · بال زدن · برآافزا · برگه · تک ضربی · حالت اضطراب · حرکت هرچیز پهن که یک سر آن به چیز دیگری وصل باشد مانند بال پرنده یا بادبان کشتی · در · دریچه ی بال هواپیما · دستپاچگی · سردرگمی · شدن · شوریدگی · صدای این حرکت : تپ تپ · فلپ · لرزیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن