ترجمه "flashback" به فارسی
فلاشبک, گذشتهنمایی, (ادبیات و سینما و غیره - قطع داستان و نشان دادن صحنه های گذشته) بهترین ترجمه های "flashback" به فارسی هستند.
flashback
verb
noun
دستور زبان
(psychology) a vivid mental image of a past trauma, especially one that recurs [..]
-
فلاشبک
a vivid mental image of a past trauma, especially one that recurs
-
گذشتهنمایی
interjected scene in a narrative
-
(ادبیات و سینما و غیره - قطع داستان و نشان دادن صحنه های گذشته)
-
ترجمه های کمتر
- بازتاب اشعه
- بخش پس نمایی شده
- وقفه زمانی
- پس نما
- پس نمایی
- پس نگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flashback " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن