ترجمه "flatfoot" به فارسی

پاسبان, (صاف و بی انحنا بودن کف پا که نوعی نابهنجاری محسوب می شود) صاف پایی, (عامیانه) پلیس بهترین ترجمه های "flatfoot" به فارسی هستند.

flatfoot noun دستور زبان

(chiefly in the plural) A condition in which the arch of the foot makes contact with the ground [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاسبان

    noun

    he called me a flatfoot

    به من گفت پاسبان

  • (صاف و بی انحنا بودن کف پا که نوعی نابهنجاری محسوب می شود) صاف پایی

  • (عامیانه) پلیس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flatfoot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flatfoot"

اضافه کردن

ترجمه های "flatfoot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه