ترجمه "flatten" به فارسی

هموار شدن یا کردن, پهنیدن, از پا انداختن یا افتادن بهترین ترجمه های "flatten" به فارسی هستند.

flatten verb دستور زبان

(transitive) To make something flat or flatter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هموار شدن یا کردن

  • پهنیدن

  • از پا انداختن یا افتادن

  • ترجمه های کمتر

    • برزمین افتادن
    • تخت کردن یا شدن (معمولا با: out)
    • دراز به دراز شدن یا کردن
    • زمین خوردن یا زدن
    • صاف کردن
    • فروریز کردن یا شدن
    • مسطح کردن
    • نقش برزمین شدن
    • پهن کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flatten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flatten"

عباراتی شبیه به "flatten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flatten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه