ترجمه "flatter" به فارسی

تملق گفتن, نوازش کردن, چاپلوسی کردن بهترین ترجمه های "flatter" به فارسی هستند.

flatter verb noun adjective دستور زبان

comparative form of flat: more flat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تملق گفتن

  • نوازش کردن

  • چاپلوسی کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • لوسیدن
    • نوازیدن
    • گریسیدن
    • (آهنگری) چکش صافکاری
    • (شخص یا دستگاه) صاف کن
    • امید واهی دادن به
    • بهتر (از واقعیت) نشان دادن
    • تخت گر
    • تعریف بی جا کردن
    • خرسند کردن
    • دستگاه تسمه سازی (تسمه فلزی)
    • زیادی تعریف کردن
    • مداهنه کردن
    • مسطح کننده
    • موس موس کردن
    • پتک پولاد کوبی
    • پلواس کردن
    • چرب زبانی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flatter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flatter" با ترجمه به فارسی

  • تملق گو · روباه باز · متملق · مداهنه کننده · چاپلوس · کاسه لیس
  • تملق امیز · متملق · چاپلوسانه · چرب زبان · چرب ونرم
  • تملق گو · روباه باز · متملق · مداهنه کننده · چاپلوس · کاسه لیس
  • تملق امیز · متملق · چاپلوسانه · چرب زبان · چرب ونرم
  • تملق گو · روباه باز · متملق · مداهنه کننده · چاپلوس · کاسه لیس
  • تملق امیز · متملق · چاپلوسانه · چرب زبان · چرب ونرم
اضافه کردن

ترجمه های "flatter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه