ترجمه "flatulency" به فارسی

نفخ, بادشکم, طمطراق بهترین ترجمه های "flatulency" به فارسی هستند.

flatulency noun دستور زبان

(chiefly dated) flatulence [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفخ

    The soundless laugh quivered in him; fair, fat, forty and flatulent.

    خندهای فروخورده لرزاندنش: سفید و چاق و چهل ساله و پر نفخ.

  • بادشکم

  • طمطراق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • باد
    • نفخ شکم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flatulency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flatulency" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در سخن) پرطمطراق · بادآور · بادانگیز · خودنمایانه · متظاهرانه · نفاخ · نفخ دار · نفخی · وابسته به یا دارای باد شکم · پرباد و ادعا · چاخان
  • باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
  • ازروی لاف · ازروی نفخ · باداشتن بادشکم
  • باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
  • باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
  • (به ویژه در سخن) پرطمطراق · بادآور · بادانگیز · خودنمایانه · متظاهرانه · نفاخ · نفخ دار · نفخی · وابسته به یا دارای باد شکم · پرباد و ادعا · چاخان
  • باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
اضافه کردن

ترجمه های "flatulency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه